خرید بک لینک
رویاهایش را دوست داشتم
مثلا وقتی از شکوفه های بهار حرف میزد
درخت گیلاس حیاطمان پر از شکوفه میشد
انگار نه انگار فصل پائیز بود و
همه چیز رنگ باخته
انگار نه انگار
حوض کوچک حیاطمان از خزان برگها سبز شده بود
انگار نقاش بود
و با هر جمله که از دهانش بیرون می آمد
رنگ و احساس را به در و دیوار خانه نقش میزد

خدا نبود
اما زیر سایه او بزرگ شده بود ...!

رویاهایش را دوست داشتم


#مجید_طاهرخانی

برچسب: نویسنده: النا نیکنام تاريخ: شنبه 20 بهمن 1397 ساعت: 4:12

صفحه بندی